یکی نوشت :این دنیا اگه حرفی داشت خدایش ساکت نبود

یکی نوشت :این دنیا اگه حرفی داشت خدایش ساکت نبود
میخواستم بگم :خدای تو را نمی دانم اما خدای من لابلای آواز مستانه پرستوهای عاشق خودنمایی می کند
خدای من زیر شرشر باران، روی خش خش برگ آواز می خواند
خدای من تنهاست اما صدای خوشی دارد، خدای تو را نمی دانم
دیدگاه ها (۱)

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

عاشقانه های شبنم

جنگل نفرین شده پارت ۲

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_54+بیخیال پسر!هر دوتامون می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط