کنار تو هیچم

کنار تو هیچم
کنار تو صفرم
کنارت هویت ندارم
هلاکم
دراوج شکوهت
درانبوه لبخند سپردی مرا به زمستانو بوران
نشستی به آرامش کوچه باغت
رها کردی ام درسرآشیبی......
دیدگاه ها (۲)

میخواستم از عاشقی چیزی با دست خود بستند دهانم را....

پشت یک میز خزیدیم ک بازی بکنیم،روبه رو بودن با عشقجگرمیخواهد...

کنار تو ولحن بارانی تو اضافمدوخط چتر بی معنی ام من..تورا در ...

آمده ام تا تو بسوزانی امخسته از اندازه جنجال هااز گذر سوق به...

وقتی سرما خورده بود و ...

من نمیتونم ذهن این کوچولو رو بخونم...موضوع:از بینی وقتی که ت...

سناریو اسلیترین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط