بعضی ها

بعضی ها
شبیه عطر بهارنارنجی هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت،
نفس میکشی ...
آن قدر عمیـــق که عطر بودنشــان را تــا آخریــن ثانیه عمرت در ریه هایت ذخیره کنی ...

بعضــــی ها
شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده اند در تـُنگ بلورین روزگارت،
جانت را با جان و دل در هوایشان تـازه می کـنی ...

بعضــــی ها
آرامش مطلقند لبخندشان ...
تـلالو برق چشمانشان ...
صدای آرامشان ...
و ...
تـپش قـلبشــان …
انگار که یک دنیـا آرامش را به رگ و ریشه ات تـزریق مـی کـند ...
آنقـدر عـزیـزنـد …
آن قـَدر بـکرنـد …
که دلت نمی آید حتی با نگاه لطیفی قلبشان بلرزد …
می ترسی تمام شوند و تو بمانی و یک دنیا حسرت ...

بعضی ها
بودنشان …
همین ساده بودنشان ...
همین نفــس کشیــدنشــان یــک عالمه لبخنـد می نشـاند روی گـوشه لبمــان ...

مثل بهار ...
دیدگاه ها (۳)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پروانه جان

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۱ا.ت با موتور به پیس...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

رقص با سایه ها پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط