من نمیدانم که در چشم خمارینت چه بود

من نمی‌دانم که در چشم خمارینت چه بود
کز همه ترکان آهو چشم، رم دادی مرا
دیدگاه ها (۳۷)

در قنــــوت خــود دعـــــا کــــــردمفراموشـــت کنـــمحــاجـ...

چشم زیبای تو آهوی فـــــــــــــــــراوان داردهرکه عاشق بشود...

ای من ز دو چشم نیم مستت مستوز دست تو رفته عقل و دین از دستبن...

‏بهتر از اینم داریم که بغلش کنی در گوش ت بگه؛‏مرا خیال تو بی...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

همان زلف کشاند مرا کشتههمانچشم های خمارت مرا کشتهچرا نمی آیی...

نمی دانم کجا هستی ونک، تجریش،آزادیولی بی پرده می گویم که از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط