از صدای گذر آب چنان می فهمم

از صدای گذر آب چنان می فهمم

تندتر از آب روان عمر روان می گذرد

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست

آن قدر سیر بخند که ندانی غم چیست
دیدگاه ها (۲)

ماه بالای سر آبادی است اهل آبادی در خواب روی این مهتابی خشت ...

پا بـــه پای کــــودکی هــایــــم بیـــاکــفــــش هایت را به...

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کندبلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می...

به هزار زبانولوله بودبیداریاز افق به افق می‌گذشت و هم چنان ک...

از صدای گذر آب چنان فهمیدم ؛تندتر از آب روان عمر گران میگذرد...

"چه کسی میداند؟؟؟که تو در پیله ی تنهایی خود،تنهایی!!چه کسی م...

#عمر، چون نسیمی #آرام از کنارمان می‌گذرد؛ نه می‌توان لحظه‌ها...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

✲ اگر برایم اتفاقی افتاد ، فقط بدان که دوستت دارم...✍️ : داس...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

#تکست #استوری #دلنوشت #زیبا #خاص #احساسی #غمگین #حرف_دل #د...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط