P2

P2
و همه زدن زیر خنده
که یهو گوشیم زنگ خورد یجی بود(دوست صمیمیش). (علامتش$)
$الو ا. ت
+الو سلام
$سلام
+چیزی شده
$نه میگم امشب میای بار
+ام چیز وایستا فکر کنم
¢چیشده
+ام یجیه میگه امشب برم بار
£من اجازه نمیدم یهو ی پسر بهت تجاوز... کنه من چه خاکی تو سرم کنم
¢راست میگه
+هوفف باشه
$چیشد
+من نمیتونم بیام
$اوکی اشکال نداره ی شب دیگه
+ممنون بای
$بای
قطع کرد رفتم اتاقم که بعد چند مین مامانم صدام کرد
£ا. تتتتتتت
+بلههههه
.£بیا
+چیشده
£پسر عموم زنگ زد گفت ی مهمونی گرفته ب مناسبت حامله شدن زنش تورا هم دعوت کرده
+مردم واسه چه چیزایی جشن میگیرن
£میری؟
+برم؟
£برو
+اوکی
رفتم ی لباس پوشیدم (اسلاید2)
و 1 ساعت بعد صدای بوق ماشین اومد
¢ا. ت برو بادیگارد برسونتت
+اوکی
رفتم سوار ماشین شدم و به سمت همون سالن مراسم حرکت کردم
(پسر عموی ا. ت¥)
¥ا. ت
+اوووو پسر عمو چه بزرگ شدی واو سلام من ا. ت هستم
€منم هانا هستم زن پسر عموت
+خوشبختم
€همچنین
¥یاااا منم آدمم با منم حرف بزنید

خواستم بوسش کنم که رفت عقب
¥من زن دارم
€اشکال نداره دختر عموته میخواد ماچت کنه..
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
حمایت یادتون نره!
#فیک
#سناریو
#بلک_پینگ
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۹)

P3+ایش نخواستیم خوبی هم بهت نیومده¥بیشعور+خودتی€دعوا بسه دیگ...

P4+من کوچیک نیستم تو زیادی بزرگی_اوو خوشم اومد کوچولویی ولی ...

P1ا. ت ویو از خواب بیدار شدم دست و صورتمو شستم و رفتم تو حال...

معرفی فیک جدیدنام:باورم کن 𝓑𝓮𝓵𝓲𝓮𝓿𝓮 𝓶𝓮.معرفی شخصیت :{ا. ت} سل...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

دروغ دوست داشتنی پارت 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط