گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم
آسمان را به زمین جان خودت می دوزم

گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد

بی تو یک لحظه رمق در دل و در جانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست

بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم

شده ام مرثیه خوانه دل سودا زده ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام

این دل پر ز ترک اینهمه غم لایق نیست
دل چون سنگ تو را جز دل من عاشق نیست..
دیدگاه ها (۳)

تا آخر ِ عمردرگیر ِ من خواهی بود!!!و تظاهر می کنینیستی،مقایس...

نویسندگان و شعرا سعی می کنند حقیقت وذات زن را بفهمند اما تا ...

بارالها:آفتاب تابانت امروز نیز برآمد از پشت پنجره نگاهم،تا ف...

ساعت شنی به من یاد دادباید خالی شوی تا پُر کنی...تا پُر کنی ...

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

عاشقانه های شبنم

love and the moonPart 8 ویو خونه هی تو دختر بی تربیت چه جور...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط