بگذار که درحسرت دیدار بمیرم

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم
در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم
بگذارکه چون شمع کنم پیکر خود آب
در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم
دیدگاه ها (۱)

نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جاری ام..نه لایقم به دشمنی نه آن...

من محبت میفروشم، تو محبت میخری ؟خسته از تنهاییم ،من را به هم...

بر من گذشتی ، سر بر نکردیاز عشق گفتم ، باور نکردیدل را فکندم...

رفتم اما دل من مانده بر دوست هنوزمیبرم جسمی و دل در گرو اوست...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم درحسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم ...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم ...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدرحسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار ...

درحسرت دیدار تو بگذار بمیرم دشوار بود مردن و روی تو ندیدن بگ...

❤💞❤💞❤💞❤💞❤💞بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدرحسرت دیدار تو بگذار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط