روزی که برق چـشم های مابه هم خورد

روزی که برق چـشم های مابه هم خورد
انگار تـقدیرم به نابــودی رقـم خورد

حوا رسید و سیب سرخی داد دســـتم
شیطان رسیدو روی ایمانم قــسم خورد

دیوانـگی هم حال خوبی داشت ، وقـتی
اسـمم میان لیـست عاقـل ها قلم خورد

آن روز دیـگر شـعرهایم جان گرفتـند
روزی که تنظـیمات افکارم بـهم خورد

بعد از دو چـشمت مدتی آواره بودم
تا این که در این جا گذارم لاجرم خورد

در حلقه ی دیوانه شاعرها که رفتم
انگار کارم با گـروهی محترم خــورد

بعد از تو حرف عادی ام دیگرغـزل شد
روزی که برق چشم های مابه هم خـورد
دیدگاه ها (۲)

یک شهر عاشقت شده ، بنگر چه کرده ای؟مردم برای چشم تو جنجال .....

من نمی دانمو همین درد مرا سخت می آزارد که چرا انسان، این دان...

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی دردنم نمک شاپرکی خوشگل و زیبا...

باید شبیه نقشه ی دزدان دریاییاسم تو را با رمز در صندوقچه بگذ...

#دیدار‌با‌سکوت...هوا سرد شده خوب خودت را بپوشان، سرما نخوری ...

#دلشکسته #عشق نافرجام#دلتنگی💔💔💔💔💔💔💔💔💔من فقط از خدا می خوامتو...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

توگرنباشی،جان را چه کنم....♡💋💌❤️🖇🌹🌿🍷🍒

لایک فالو هاتون به من انرژی میده حمایت کنین تا بیشتر بخندین...

عشق منصور به محبوبه >>🛐🫴🏻#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_...

هواللهم أزِل كلَّ عقبةٍ تحولُ بيني وبين غايتي العظمى: العباد...

او عذرخواهیِ دنیا بمن بود...♥️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط