برگـَـــرد..

برگـَـــرد..

یادتـــــ ــ ـ را جا گذاشتــــ ـــ ـی..

نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم

که برای بُردنَش بر می گردی ...
دیدگاه ها (۶)

لطفا کامنت...

۞¡!⇜مـ؁ـا خـ؁ـیلۍوقـ؁ـتھ ڪـ؁ـھبـ؁ـھ בنـ؁ـیااومـ؁ـבیـ؁ـمولـ؁ـ...

↭❂✘ خستگـــــــــــے رو زندگــــــــے ڪردیــــــــم ولــــــ...

دلم خوش است... به همین دیدار تو... ف...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سال...

✈️ چند روز بیشترپارت ۳ لیا با گریه گفت:ـ من نمی‌خوام برم.نام...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۱شب، وقتی به فرودگاه رسیدن، خانواده‌ی ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۰عصر، دوباره به کنار رودخونه رفتن.همون...

پارت ۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم.سوفیا بود.ـ ...

برای امروزچیزی جز خیر نمی‌خواهم...نه برای خودمنه برای شمانه ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۵چند ساعت بعد، هر دو روی زمین نشسته بو...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وسوم 𓆪ات با تعجب به جیمین نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط