نمی گذاشت به چشمانش خیره شوم!

نمی گذاشت به چشمانش خیره شوم!
من هم دوربینی خریدم
تا به بهانه عکس
ساعت ها به چشمانش خیره شوم و نفهمد!
وگرنه مرا چه به عکاسی !
.
سینا_صحرایی
.
دیدگاه ها (۱)

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️روزیرها.بلک‌ها.برکشایرها.اما بین آنها، دخت...

او را نمی‌بینید، اما حضورش در هر قاب پیداست...دختری که پشت د...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

داستان عاشقانه جدید

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳ خدمه همانطور که با حوصله گره مو...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

🖤 پارت هشتم | او نمی‌خواهد پیدا شودلانا چند ثانیه فقط به جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط