دلمُرده بود وُ تنها؛ بی هیچ اشتیاقی

دلمُرده بود وُ تنها؛ بی هیچ اشتیاقی
افتاد یادِ عشق وُ موهایِ پَرکلاغی

پیچیده مثلِ هر شب؛ در کوچه این ترانه
"صبرم زیاده اما؛ عُمری نمونده باقی"...
دیدگاه ها (۱)

بعد از تو دگر هستیِ ما پا نگرفتبعد از تو کسی در دلِ ما جا نگ...

امشب از قِصّه پُرم، حوصله داری یا نه؟می توانی به دلم دل بسِپ...

(*) قسم به روزی که دلت را می شکنندوَ جُز خدایتمرهمی نخواهی د...

دلم گرفته، از این ساده تر چه باید گفت؟کنارِ پنجره با چشمِ تر...

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط