از لا به لای پرده ی قلبم عبور کن ....

از لا به لای پرده ی قلبم عبور کن ....

یک بار هم به زمین مریضم خطور کن ....

من سایه ای سیاهم و جسمی بدون روح ....

عیس نفس ! بیا و مرا غرق نور کن .....

یا مثل یک نسیم از آن سو به من بروز کن .....

یا خاطرات مرده ی من را مرور کن ....

خورشید من بیا که به چشمم ببینمت ......

چشم به راه مانده من را تو کور کن .....

من مثل سنگ سختم و چشمت شبیه شعر ....

مرا را پس از ترانه ای و شعری نمور
کن .....
دیدگاه ها (۴)

داعش،چه ز"ماو کربلا "میدانی؟

ساده:لازم نیست یکدیگر را "تحمل کنیم"کافیست همدیگر را "قضاوت"...

از لا به لای پرده ی قلبم عبور کن ....یک بار هم به زمین مریضم...

نومیدی

PT:5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط