دمون اسلیر

دمون اسلیر
پارت پنجم♡
ذهن سایورا(مادر بزرگ!..... دستام... چرا انقدر کوچیکه.....«مویچیرو: اجی بیا دیگه غذا یخ کرد!» مویچیرو.....«اه... داداش.... من... من ترسیدم»
مویچیرو: اشکال نداره اجی کوچولو بیا بریم همراه میوکی یوچیرو مامان بابا و مادر بزرگ غذا بخوریم»
دختر ابی پوش:«خوبه منو ندید ارباب دستور داده هسته ی رویاهای این افراد رو نابود کنیم.... تارویا ببینیم!»)
ذهن میوکی(اینجا کجاست..... بوی سوپ میاد... اشناس«مادر: میوکی تا مویچیرو یوچیرو و سایورا نیومده برو و به مادر بزرگ بگو بیاد چون اگر اون سه نفر بیان نمی زارند ننه دارو بخوره!» مامان!.... اا بله مامان!
پسری با کیمونای گلبهی:«هوووو....منو ندید دنیای ذهنش بزرگه.....لعنتی کارم برای دیدن رویا دشوار شد!»)
(دیگه همه میدونیم تو ذهن اینوسکه تانجیرو و زنیتسو چیه)
انمو:«غرق شید غرق شید انقدر غرق شید که روح از بدنتون جدا شه اه.... رویا هاییی میبینید که قابل بارو نیست اما..... بانو ساکورا من مایه ی افتخارتون خواهم بود دختر زیبای اربابم!»
دیدگاه ها (۳)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏,, سحرگاه بود آفتا...

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

جدایی

اجبار به عشق ... part 32

شمشیر های انتقام

part15 last part

پارت 11بیدار شدم صبح بود رفتم تو اتاق درنا خوابیده بود بعد ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط