من ماجراهای زیادی از سر گذراندم

من ماجراهای زیادی از سر گذراندم
آدم‌های مختلف با غصه‌های متنوع
زیاد دیده‌ام
اما فهمیدم یک صبح بهاری
یه فنجان چای؛ کنار آنی که باید
کفافِ خوب بودن را می‌دهد
باور کن گرم می‌شود
هم تنِ آدم به چای
هم دلِ آدم به آدمی

مریم قهرمانلو
دیدگاه ها (۰)

گاهی در عبور بی خیالی ابرها رد پای تنهاییزمین گیر می شود بر ...

به چشمانملبخندی ببخشسهم من از آن همه بارانآیارنگین‌کمانی نیس...

تا به حال طمع بیخیالی رو چیشیده ای؟ملس و دلچسب!چقدر مینشیند ...

🩵گروه SJ (نگهبان‌ها)🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵ه* **ISTJ:** شاید زیاد حرف نزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط