گـــاهـــــــی نــــمیشود

گـــاهـــــــی نــــمیشود
شڪستن را فـــــریـــاد زد.
گــــاهـــــی نمیتوان درد را روایت ڪرد.
فقط میتوان،
در سڪوت،
بُغضۍ ڪه راهِ گلویت را بسته،
با چشمانی اَشڪبار خاموش ڪنی؟؟
دیدگاه ها (۳)

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

I can be myself with himPart⁹⁷[ویو نیلسو]سریع از اتاق رفتم ب...

*جبهۀ آرام*محمد فدائی و پدرام کاویاندر سیاست، همیشه آن‌کس که...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

گاهی نَہ گریہ آرامت می‌ڪند و نَہ خندهنَہ فریاد آرامت می‌ڪند ...

گاهی نَہ گریہ آرامت می‌ڪند و نَہ خندهنَہ فریاد آرامت می‌ڪند ...

گاهےنہ گریہ آرامت مے ڪندو نہ خنـدهنــہ فریـاد آرامـت مے ڪنـد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط