بسم رب شهدا ...

بسم رب شهدا ...

برای رد شدن از سیم خاردار باید یه نفر روی سیم خاردار می خوابید تا بقیه از روش رد بشن(!!).داوطلب زیاد بود.

قرعه انداختند، افتاد بنام یک جوان.همه اعتراض کردند الا یک پیرمرد.گفت: چکار دارید بنامش افتاده دیگه.

عجب پیرمرد سنگدلی…دوباره قرعه انداختند، بازم افتاد بنام همون جوون.
جوان بدون درنگ خودش رو انداخت روی سیم خاردار.در دلها غوغائی شد…بچه ها گریان و با اکراه شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوان.همه رفتند الا پیرمرد.
گفتند بیا؛گفت: نه شما برید من باید بدن پسرم رو ببرم برای مادرش.
آخه مادرش منتظره...

شادی روح شهدا صلوات .

نمیدونم الان برای رد شدن و رسیدن به دنیا پا روی خون کدام شهید گذاشتند!!!!!!

اونها به خاطر همین رفتارهای زیباست که با بقیه فرق داشتن.

کانال #باولایت_تاشهادت تلگرام
@bashohada
دیدگاه ها (-۱)

🌿شهـید یوسف داور پناه🌿مادرشـهید میگفت: من مظلوم ترین مادر شه...

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 21چند روز از ورود چویا و سلیا به...

چند پارتی جونگ کوک

007-آلما ویسکی - پارت ۳۶

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۴: فروریختن در سکوتتنشِ میان آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط