ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید ک

ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که در سطل زباله‌اش دنبال چیزی می‌گردد. گفت، خدا رو شکر فقیر نیستم.
مرد فقیر اطرافش را نگاه کرد و دیوانه‌ای با رفتار جنون‌آمیز در خیابان دید و گفت، خدا رو شکر دیوانه نیستم.
آن دیوانه در خیابان آمبولانسی دید که بیماری را حمل می‌کرد گفت، خدا رو شکر بیمار نیستم.
مریضی در بیمارستان دید که جنازه‌ای را به سرد خانه می‌برند. گفت، خدا رو شکر زنده‌ام.
فقط یک مرده نمی‌تواند از خدا تشکر کند. چرا امروز از خدا تشکر نمی‌کنیم که یک روز دیگر به ما فرصت زندگی داده است؟
به دیگران هم این را می‌گویید تا بدانند خدا آنها را هم دوست دارد؟
زندگی:
برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم:
1. بیمارستان
2. زندان
3. قبرستان

• در بیمارستان می‌فهمید که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست.
• در زندان می‌بینید که آزادی گرانبهاترین دارایی شماست.
• در قبرستان درمی‌یابید که زندگی هیچ ارزشی ندارد. زمینی که امروز روی آن قدم می‌زنیم فردا سقف‌مان خواهد بود.
پس بیایید برای همه چیز فروتن و سپاسگذار باشیم.🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌾 🌾 🌾 🌾 🌾 🌾 🌸 🌸 🌸 🍃 🍃 🍃 🍃
دیدگاه ها (۵)

🔴ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که ...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

( last minute )

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

𝖕𝖆𝖗𝖙۴یک هفته گذشت.لیسا زندگی معمولی‌اش را داشت. صبح‌ها زود ب...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

چند پارتی بازیچه

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط