.

.
دلم می خواد یه روز بشه
خسته از سرِ کار بیام
حوصله ی هیچ کاری
جز یه دوش گرفتن و بعدم لم دادن رو مبل نداشته باشم
تو بیای
خسته نباشیدِ بلند بهم بگی
بگم خسته ام . . . خسته
سرتو کج کنی نگام کنی
بگی چایی یا قهوه ؟
با همه ی خستگیم بخندم
اداتو در بیارم
سرمو کج کنم
بگم قهوه لطفا. !
روتو برگردونی که بری سمتِ آشپزخونه
دستتو بگیرم
نگات کنم!
از همون نگاهایِ مردونه
مردونه ها مردونه .... !!!
بگم می دونی چی شد؟
با دل شوره بگی چی شد ؟
دستاتو تو دستام بگیرمو
بگم:آخیش
خستگیم در رفـــــت .
دیدگاه ها (۱)

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

پشت لبخند جیمین پارت ششمچند ثانیه بعد از حرف جیمین، هنوز همو...

۸۰ لایک و ۳۵ بازنشر و ۳ فالو و ۱۰۰ کام part : 39chapter : 2ق...

مربی موتور سوار

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

فصل دومپارت بیست و چهارم | راز ایزابلاصبح روز بعد...جنگکوک ا...

I'm not jealous part 48جونگکوک بیچاره رسما روی جای بدش نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط