من و تنهایی و یه جعبه زیبا پر از دمنوش

من و تنهایی و یه جعبه زیبا پر از دمنوش
گاهی سخت میگذره
گاهی آسون
گاهی نمیگذره
گاهی یاد خاطره هایی که باهاش داشتی میفتی...
بعد یاد میاد اون ولم کرد و رفت پیش یکی دیگه...
کاش بود و هیچوقت پشت سر هم بهش نمیگفتم دوستت دارم.
کاش بود و هیچوقت بهش نمیگفتم عاشقانه دوستت دارم.
کاش بود تا همیشه چراغ خونه ام با ورودش روشن میشد...
دیدگاه ها (۰)

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

پارت یک امروز داشتم خیلی رندوم تو بارون قدم میزدمو آهنگ گوش ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴سه ماه بعد____________...

part 7بابای ات:خاب شرکت بهم یه پست خیلی بالا دادهات:اووو مبا...

تکپارتی جونگ کوک

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟏بعد از برداشتنش از خونه بیرون رفت و در...

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

فیک کوک پارت ¹⁴ویو ا.ت باورم نمیشد که اعتراف کرده بود ، اون ...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط