روی صندلی قدیمی

روی صندلی قدیمی
آلبومی ورق می خورد
تا برف ببارد
و من
دلم برای پیت نفت گوشه ی حیاط تنگ شود
ورق می خورد
تا آخر بازی برسد و
"گیس دختر همسایه "را بکشم
ورق می خورد
تا با پنج تومنی که از روی طاقچه دزدیدم
تمام آب نبات چوبی های عمو مراد را بخرم
ورق می خورد تا....
من از ریاضی بدم میاید
نمی دانم صفحه چندمم
نمی دانم این آلبوم را
چند بار ورق زدم
اما برف نمی بارد
حیاط کوچک شده
گیس دختر هسایه را هم بریده اند
و دیگر هیچ پنج تومنی
روی هیچ طاقچه ای
پیدا نمی شود
نمی دانم
صفحه ی
چندمم...
دیدگاه ها (۶)

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

My professorChapter:2Part:104"فلش بک"سئول| بیمارستان سورنسسه...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط