چاووش میگوید .

چاووش میگوید .
وقت تنگ است ؟
سفره خدا پهن است اما دور ان خلوت ؟
میکائیل نان قسمت میکند . ادمها چنگ می زنند .نان را ازاو می قاپند .
میکائیل گریه میکند ومیگوید .
کاش می دانستندکه نور از نان بهتر است .
دیدگاه ها (۱)

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :لذا او را بیش ازهمگان ...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

حماسی

برده عمارت جئون

رقص با سایه ها پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط