آنکه مست آمدو دستی ب دل ما زد و رفت

آنکه مست آمدو دستی ب دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم ب چه سودا زدو رفت
خواست تنهایی ما را ب رخ ما بکشد...
تعنه ای بر در این خانه ی تنها زدو رفت
:-(
دیدگاه ها (۲)

باغبانی پیرم ک ب غیر از گلها، از همه دلگیرمتوشه ام غرق غم اس...

دنیا بازی هایت را سرم در آوردی، گرفتنی ها را گرفتی، دادنی ها...

خدایا..ﺩﻟﻢ . . .ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺩ . .ﻣﻴﺎﻥِ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺿﻤﻴﺮ . . .ﺩﻟﻢ ...

:-(

دلم عجیب هوای قدیم را کردههوای حیاط خانه ی مادربزرگبا حوض آب...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط