یادش همه جاهست

یادش همه جاهست
خودش نوشِ شما
ای ننگ بر او مرگ بر آغوشِ شما

شمشیر بر آن دست
که برگردنش است
لعنت به تنی که در کنارِ تنَش است
دیدگاه ها (۱)

‏ولی من هر لحظه ای که به تو فکر کردم ,بی اختیار اشک توچشمم ج...

شوخیو فتنه گرو سنگدلو عهد شکنچشم بد دور به چندین هنر آراسته‌...

وصال دوست نه بِتوانم آرزو کردن به تنگنای دلم آرزو نمی‌گنجد ....

از دستاوردهای به اصطلاح #توافقنامه ای که آقایان لیبرال کسب ک...

" شنيدم كه چون قوي زيبا بميردفريبنده زاد و فريبا بميردشب مرگ...

مگر می‌شود از آن یار دست کشید؟وقتی بوی عطرش، چون باد از اسکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط