پیش من باز نکن چادر جادویی را

پیش من باز نکن چادر جادویی را
ول کن این طرز جسورانه ی دلجویی را

انقدر لطف دراین شکل خودآرایی نیست
خبر از عطر نباشد گل مصنوعی را

مو نشانم نده، هر بار ترک خورد دلم
آتلی نیست ببندد ترک مویی را

آسمان تو زیادی به خودش مغرور است
تا بنا کرد زمین شیوه ی کم رویی را

دکترم گفت که قند لب تو پایین است
بده یکبار فقط بوسه ی دارویی را

کم بکن وزن غزلهای لبت را چون من
از برم آن همه شعری که تو میگویی را

انقدر خیره نشو دزدکی از پنجره ها
یادم انداخته چشمان تو پررویی را

چون که خال تو درآورد به یک چشم زدن
پدر حافظ و داد من هندویی را

کوچ موهای تو در حد هنر پیشه گی است
در بیاور لج پرویز پرستویی را

عشق، کاری بکن این بار کسی غیراز من
دل نبندد الکی طره ی گیسویی را


رسول مختاری پور
دیدگاه ها (۹)

پیش من باز نکن چادر جادویی راول کن این طرز جسورانه ی دلجویی ...

وووووووی مگه میشه از تو سیر شد..نکن همچین نساز همچین..اتیش م...

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

رها🍂 منته مانده ی پروازی هستمکه بادنامش را فراموش کرده استنه...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

یڪ روز یڪ نفر می‌آیدو جای تمامِ زخم‌هایت رابا شعر عوض می‌ڪند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط