بِخدا دستِ خودَم

بِخدا دستِ خودَم
نیست ولی دلتنگَم
هر شَبَم سخت به این
باوَرِ خود می خندَم
تو مَحالی و مَنَم
دلخوشِ این باوَرِ خود
می رَوم ، باز ولی
سمتِ تو بر می گردَم
نمیدانم
نہ میذاری برم من ازڪنارت
نہ ثَبتم میڪنی در روزگارت
چہ بی سامون و سـردم نازنینم
فقط موندم ڪہ تغییری ببینم
فقط موندم ڪہ شاید عاشقم شی
تو این دریایِ حســرت قایقــم شی
دیدگاه ها (۲۷)

عاشقانه های شبنم

نشان سوخته.

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۱۳●•_شرلوک هلمز_چند دقیقه‌ای گذ...

پارت ۱۰روز بعد، نیلسو زودتر از همیشه وارد کلاس شد.کیفش را رو...

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

نہ میذاری برم من ازڪنارتنہ ثَبتم میڪنی در روزگارتچہ بی سامون...

نہ میذاری برم من ازڪنارتنہ ثَبتم میڪنی در روزگارتچہ بی سامون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط