توی کتــابم هر چــــه بـــابـــا آب می داد

توی کتــابم هر چــــه بـــابـــا آب می داد

مـــادر نشـانم عکــس توی قـــاب می داد

اینجــا کنـــار قــاب عکـست جــان سپـردم

از بس که از این هفته ها سرکوفت خوردم

مــن بیسـت سالــم شد هنــوزم توی قابی

یـــک بــــار هـــم از گیـــرودار قـــاب رد شو

برگـــرد تنهـــــا یک بغــل بــابــای مــن باش

یـــا یــک بغـــل بــابــا بیــا و جــای مـن باش

ایــــ دسـت هـــایت آرزویــــ دســــت هــایمــ

نــــــــاز و ادایـــت مانده روی دســـت هایمــــ
دیدگاه ها (۳)

دقیقا

:'(

:)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

*در دام نگاه تو*پارت ۳رفتیم داخل رستوران که یکهو&سوپرایزز×تو...

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

پارت آخرا.ت اومد خونها.ت:سومی کجاست؟جیمین:گذاشتمش خونه ی مام...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط