پسر داييم هنوز پوشک پاشه تازه حرف زدن ياد گرفته. بهش ميگم

پسر داييم هنوز پوشک پاشه تازه حرف زدن ياد گرفته. بهش ميگم اي جانم پوشک داري خوشمل پسر؟
ميگه پ نه پ دستشويي فرنگي پام کردم، اگه کار داري بهت قرض بدم!!
تا غروب نگاش نکردم. مي‌ترسيدم يه چي درشت بارم کنه
دیدگاه ها (۹)

خنده ی ممنوعه.

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆سانزو☆‌_بسیار جاذاب ‌_عش...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.10ته جونگ:خوبه ......

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

[{وقتی به بچت حسودی میکنه}]

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

پارت ۳۵زن تانر:تو تو کی هستی ؟یونا:نترس کاری بهتون‌ندارم فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط