زخمی به دل افتاده آنرا مرهمی نیست

زخمی به دل افتاده آنرا مرهمی نیست
بغضی نشسته در گلو ، راه دَمی نیست
تنها بمانی با حضورش در خیالت
با خاطراتش سر کنی درد کمی نیست
دیدگاه ها (۰)

. 😔😔

نمی‌دانم دیگر چه بنویسم که از دوری تو چه ها برسرم آمد پدر اگ...

تنها بودم,که او آمد…تنهاییم را پر نکرد”فقط” خلوتم را شکست….و...

قاصدک سوز نفس را تو میدانی

۲ستاره و ۳ماه پارت۲۶فلش به زمان حالآنیا و آیسا بیدار بودن نش...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط