یک روز قبل از اذان صبح رفتم وضو بگیرم. دیدم تنهایی داشت د

یک روز قبل از اذان صبح رفتم وضو بگیرم. دیدم تنهایی داشت دستشویی‌های مقر رو می‌شست. گاهی هم دور از چشم همه، حیاط رو آب و جارو میزد.
#شهید_حسن_باقری #درس_اخلاق
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

شهدا در گلستان شهدا ...تصویری زیبا از حضور رزمندگان در گلستا...

🚩 نتانیاهو: در مواجهه با ایران نمی‌توان روی آمریکا حساب کرد...

⭐ ️💫 #ستاره_ی_بی_نشان 💫 ⭐ ️ #شهید_والامقام #حسینعلی_جمشیدی...

همیشه سرش پایین بود و تو چشمای نامحـرم نگاه نمیکرد.روز سوم ش...

رمان: ببر من p3ویو _خیلی خو...

𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏ا/تصبح با صدای گوشی بیدارم شدم یکم نشستم تو تخت به دور...

"Love"GHAPTER:¹PART:¹⁵"پایان فلش بک""ویو ته"وای تهیونگ‌گند ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط