مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

کاش تو بیایی ... . .

کاش تو بیایی ... . .
نمی توانم ، نامت را در دهانم
و تو را در درونم ، پنهان کنم .
گل با بوی خود ، چه می کند؟
گندمزار با خوشه اش؟
طاووس با دمش؟
چراغ با روغنش؟
با تو ، سر به کجا بگذارم؟
کجا پنهانت کنم؟
وقتی مردم ،تو را در حرکات دستهایم ،
موسیقی صدایم ،
و توازن گام هایم ، می بینند .
دیدگاه ها (۰)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

مرد بی رحم

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط