حقیقتا این یکی چپتر مثل چی رمز و راز داشت و برگ ریزون بود

حقیقتا این یکی چپتر مثل چی رمز و راز داشت و برگ ریزون بود
اس یک: با حرف 182 به شدت موافقم
اس دو: اینا همش سوالات منم هست که البته یه سری حدس هایی زدم
اس سه: اینجا بنده خدا دلش گرفت:)
اس چهار و پنج: باورتون میشه این اولین باری بود که از زبون خودش باهامون صحبت میکرد؟ و خب واقعا دلم سوخت:)
اس شیش: چرا احساس کردم اینکه اومد جای این صحبت کرد یه قضیه ای داره؟(مدیونید اگه فکر کنید فکر کردم ننه یا باباشه)
اس شیش: برگام موند خودم ریختم
اس هفت: خیلییییییی منتظر بودم به این چپتر برسمممممممم نگااا خیلییییییییی
اصلا قیافش:)
لباسش بهش میاد_
اصلا این چپتر خیلی داستان ها و قضیه ها داره
دیدگاه ها (۱۲)

اس یک و دو: چرا من دیدم بیدار شده دیده داره لباسشو میدوزه ذو...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part49من:کارم داری اینجوری نگا میکنی نیما:اره...

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

My lovely neighbor part : 53

Seventeen

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟕𝟓همون‌جوری روی تختم درا...

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

شاهزاده دوست داشتنی من

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط