بفدای چشم مست تو...

بفدای چشم مست تو...
غلام
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
که از دیو ودد ملولم وانسانم ارزوست
دیدگاه ها (۱)

غلام

بریم نماز بسم الله

غلام مدهوش یار ...یک دست جام باده و یک دست جعد یاررقصی چنین ...

غلام قمر

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

پارت چهل‌وسوم | مقصدپارک لاراصبح با نور کم‌رنگی که از لای پر...

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟐پارت ۲۲ | پشت درهای بستهصدای بسته شدن درِ آهنی ...

نام:قرارداد نفرتPart:²⁴لبخند پسرها محو شد.یکی جلو آمد.«چی گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط