باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه

باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
... خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز ،غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد ،آرزوها رفته بر باد
... ... ... ... ... ... ... ...
باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬بی بهانه، شایدم گم کرده خانه !
دیدگاه ها (۱)

بخوانید و همچون من ، به حال وطن اشک بریزید نیایش کورش بزرگ...

پسر بالای شهر آرزو کرد برف بیایید برف آمد .... خدا او را به...

برخورد ما با تو دیدنیست ای خدا... گاه تورا کاسه گدایی میکنیم...

پیوند خون و اختیارپارت ۴ | خیانت نزدیک‌تر از همیشهسه روز از ...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط