کشوری بودم که از هر سو به سمتم تاختی

کشوری بودم که از هر سو به سمتم تاختی
پرچم عشق خودت را بر دلم افراختی

عاشق دشمن شدن سخت است اما من شدم
رفتی و اردی بهشتم را جهنم ساختی

چند روزی باعث سرگرمی ات بودم مرا
مثل یک اسباب بازی گوشه ای انداختی

دست در دست رقیبم دیدمت ای باوفا
خیره در چشمت شدم اما مرا نشناختی

او که رفته برنخواهد گشت ای دل شاد باش
باختی در عشق او وقتی خودت را باختی
دیدگاه ها (۳)

وای، مرغک عشق تو هوای پریدن داردبه سر کوی تو پایم شوق دویدن ...

ای سُکر چشم های تو از مِی شراب تر!مست وخرابم از تو ، تو از م...

چه مبارک است این غمکه تو در دلم نهادی...به غمت که هرگز این غ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟖 بعد از چند دقیقه‌ پریدم توی حیاط، از جا ...

____[The Forbidden Crossing]____

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:3کوک:*نیشخند (ویو شب عرو...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏1●•_شرلوک هلمز_به هر زحمتی بود...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۵ات ویوصبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدمتمام بدن...

پارت ۱۱ | سه قلب، یک عشقویو ا/تتوی خونه تنها بودم. ته‌یونگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط