کوک:لبت رو بوسیدم حرکت خاصی نبود بیب

کوک:لبت رو بوسیدم حرکت خاصی نبود بیب
م‌ج:اما این اولین بوسم بودد
کوک:خوبه اگه اولیش مال من بود آخریش هم مال منه حالا برو بلاست رو عوض کن
م‌ج:نمیخامممممم
کوک:اوکی دارم برات
ویو م‌ج
اینو گفت و از دستشویی رفت بیرون منم چون گرخیده بودم لباسمو عوض کردم و رفتم بیرون که یهو کمرم رو گرفت و گفت:افرین بیبی حرف گوش کنم
م‌ج:میشه دستت رو برداری داری اذیتم میکنی
کوک:نچ
م‌ج:الان بچه ها میبینن خوببب
کوک:خوب ببینن مهم نی
م‌ج:برا من حرف در میادددد
کوک:هوففف باشه ولی همین یه بار رو قبول میکنماا
بعد از این حرف جئون زنگ خورد و رفتم تو کلاس و لباس خودمو پوشیدم و آماده شدم برای زنگ بعد
زنگ خورد و کیم وارد کلاس شد اوففف فتبارک الله و احصن و خالقیننن(نمیدونم درست نوشتم یا ن)
اومد تو مو هاشوووو خیلی جذابهههه اوففف بازو هاشووو عه مین جیبی تو کی آنقدر هول شدی دختر
بیخیال شدم و به درس گوش دادم تازه داشتم درس رو می‌فهمیدم که زنگ خورد و به سمت خونه راه افتادم



الان پارت بعد هم میزارم چون یه هفته هیچی نزاشتم
دیدگاه ها (۴)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3وقتی تو مدرسه دعوات شد....... جونگکوک: حرف قانع کن...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

وقتی درسش بد بود و..

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

{مافیایی برای من)پررت:۶ویو کوک:یهو تهیونگ افتاد رو شونم فهمی...

پارت ۴:ویو تهیونگ:صبح ساعت ۱۱ بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و ا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط