چند ساله پیش دوستم باباش شهید شد ...
چند ساله پیش دوستم باباش شهید شد ...
امشب با این پستش دلم گرفت سوختم و دم نزدم..
چقدر دلم میگیره وقتی ماها از بابا هامون میگیم و اون با غصه به ما نگاه میکنه یه لبخند میزنه...
چقدر دلم میگیره وقتی میبینم عکس باباش همه جای اتاقشه...
چقدر اون روز تو همایش شهیدا از یتیم ها میگفتن گریه نکرد بغض کرد ولی گریه نگرد...
برای شادی روح پدرش یه صلوات لطفا...
امشب با این پستش دلم گرفت سوختم و دم نزدم..
چقدر دلم میگیره وقتی ماها از بابا هامون میگیم و اون با غصه به ما نگاه میکنه یه لبخند میزنه...
چقدر دلم میگیره وقتی میبینم عکس باباش همه جای اتاقشه...
چقدر اون روز تو همایش شهیدا از یتیم ها میگفتن گریه نکرد بغض کرد ولی گریه نگرد...
برای شادی روح پدرش یه صلوات لطفا...
- ۳.۴k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط