#My_company_model

#My_company_model
پارت20
ویو بینا
با نور خورشید بیدار شدم و مثل اینکه قرار بود بریم واسه عکاسی پس رفتم یه دوش گرفتم و یه لباس پوشیدم و جونکوک رو بیدار کردم
+هعی باشه دیر میشه
_اوممم فقط یه دقیقه(خواب الود)
+بیدارشوووووو (جیغ)
_اییی چیشدهههه(ترس)
+هچی پاشو
ویو جونکوک
وقتی بینا رو توی اون لباس دیدیم خیلی جذاب شده بود لعنتی اصلا ادمو اروم میکنه این دختر
_باشه من برم دوش بگیرم
+باشه
رفتم یه دوش گرفتم یه لباس پوشیدم و امدم بیرون
ویو بینا
میخاستم میکاپ کنم که
_اونجا خودشون میکاپ میکنن
+اوو باشه
رفتیم پیش بچه ها و همه سوار ماشین شدیم و به سمت برند شیگلم حرکت کردیم30مین توی راه بودیم وقتی رسیدیم یه اقا که فامیلش پارک بود با پسر رئیس حرف میزدن
پارک =خوش امدی جئون
_عه(پوزخنده) خب باید چی کار کنیم میدونی که زیاد اینجا نمیمونیم
پارک=همه مدل های دخترتو بده واسه محصولات جدید
_حله بینا یوری ماریا جنا هانول برید
پارک=دخترا برید که لباس و میکاپ شید
_پسرا شما برید من همینجا میمونم
♡حله
&اوکی
$باشه
ویو جونکوک
همه دخترا امدن ولی من چشم دنبال بینا بود خیلی خوشگل شده بود
کلی عکس مکس گرفتن و به بینا گفتن
عکاس=بینا خانم شما میشه یه محصول رو معرفی کنید
+ام رئیس شما مشکل ندارید؟
_نه اگه خسته نیستی باشه مشکلی نیست
توی این مدت خیلی خوشگل شده بود خیلی....
+اخیش تموم شد
_بریم
♡☆✓@&$+∆بریم
پایاننننن😂😂😂

شرط: 20لایک و 5کامنتتت🦋
دیدگاه ها (۹)

#My_company_model پارت 19_من امدم. +چی غذا خریدی؟ _پیتزا+بیا...

#My_company_model پارت18_بچه ها من چهارتا اتاق بیشتر نگرفتما...

#My_company_modelپارت4ویو جونکوک امروز قرار بود به بینا همون...

#My_company_modelپارت 1ویو بینا: امروز قرار بود برم پیگیر کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط