بـاران بهـار...

بـاران بهـار...
بـاران پاییـز...
چه فرقی میکند برای کسی که
جای خـالی ات زیر چتـرش
خشـک می شود!
گفته بودم
شـانه هایت خانه ی من است
و من امسـال را
بدون خانه تکانی تحویل کردم
تا تـو از راه برسی
و من گرد و غبـار سفر را
از شـانه هایت بتکانم...
‍
دیدگاه ها (۱)

خوبے دنیاے مجازے اینهــ کهبا چندتا شکلکــو چندتا شوخےمیشے خو...

دروغـــ رو هــمــه مـیگن ؛امـا اونجاش بــه آدم فــشـار مـیاد...

وقتی میمانی و میبخشیفکر میکنند رفتن را بلد نیستیباید به آدم ...

تمـام پنجـره هامیخنـدند‌..وقتیهوای تـومی وزد آرام...

عاشقانه های شبنم

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

.......//برده ی زیبا//.......

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

{استاد جدید} پارت سوم... صبح، ات با عجله خودش را به دانشگاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط