خیالت که به سرم می زند، دلم می گیرد، چشمانم خیره می شوند،

خیالت که به سرم می زند، دلم می گیرد، چشمانم خیره می شوند، سکوت می کنم، بغض می کنم. خیالت مرا اینگونه می کند، خودت بودی چه میکردی؟
دیدگاه ها (۶)

خدایا...سفید مطلق نیستم که مستحق بهشتت باشم؛سیاهِ مطلق هم نی...

عاشقانه های شبنم

دست‌هایم از کاه است و دلم از اندوه؛ در این گندم‌زار بی‌پایان...

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

طبیعت

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‹ ࡎادق ه...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط