چقدر می ترسم...

چقدر می ترسم...
تو را نبوسیده...
از دنیا بروم
اصلن کجا می توانم بروم؟
وقتی می دانم
تمبرها،
تا لبان پاکت را نبوسند
به هیچ کجا نمی رسند!

.
دیدگاه ها (۵)

تو باشی، رازقی باشد، غزل باشد، خدا باشدبگو این دل اگر آنجا ن...

قسم به عشق چنانم که باورت نشودیک از هزار  چو من مست ساغرت نش...

اغلب دعواها، قهرا بیخودی پیش میانیعنی دو طرف بی حوصله ان، خس...

از قرار عاشقی زردیش قسمت صورتم ، بارانش قسمت چشمانم و عکسهای...

‌اكنون بيشتر از هميشه به تو فكر می کنم. امروز باران می آید، ...

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتمنمی دونی تو این روزا...

وقتی که تو نیستیدنیاچیزی کم داردمثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط