دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم ، بخدا منتظر فرصت یک تقدیرم

دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم ، بخدا منتظر فرصت یک تقدیرم ، من اگر برکه صفت ماندم ودریا نشدم ، چه کنم بسته به تقدیرم و بی تقصیرم ، مگذارید دگر بر سر راهم تله ای ، من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم ...
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

پارت ۱ویو آلیاتوی بالکن پنت‌هاوسم نشسته بودم و به گردنبندی ک...

Custom bride part : 3

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

پارت بیست‌وسوم | آدم‌رباییدو روز بعد...لیانا از بیمارستان مر...

زیبای کوچک فریبکار

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

KIM V

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط