می خوآهی بروی؟ بَهآنه می خواهی؟ بگذار مَن بهانه رآ دستت ب

می خوآهی بروی؟ بَهآنه می خواهی؟ بگذار مَن بهانه رآ دستت بدهم برو
و هر کس پرسید چرآبگو :لجوج بود, همیشه سَرسختآنه عآشقم بود
بگو :فَریآد می کرد, همه جآ فریاد می کرد که مرآ می خوآهد...
دیدگاه ها (۱)

رها🦋 اگر روزی از تو درباره ی من پرسیدند با آن ها بگو لجباز ب...

پارت ۳۳تهیونگ فرار کرد.اما قبل از رفتن گفت:_این هنوز تموم نش...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

https://wisgoon.com/mobina.onehttps://wisgoon.com/namotevari...

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

عاشقانه های شبنم

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط