من در این جای همین صورت بی جانم و بس

من در این جای همین صورت بی جانم و بس
دلم آن جاست که آن دلبر عیار آن جاست

تنم این جاست سقیم و دلم آن جاست مقیم
فلک این جاست ولی کوکب سیار آن جاست

#سعدی_جان
دیدگاه ها (۵)

آن‌ها از کنار در گذشتندو در دلم زخمی بر جای ماندآن‌ها از کنا...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

خدایا...قلبمو از خشم ، کینه و دلخوری پاک کنبجای آن آرامش ، ب...

عاشقانه های شبنم

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

توی ذوق دیگران نزنیم، به هم ضدحال نزنیم این طورهمدیگر را آزا...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

نردبان می‌خواست یا اندیشه ی دینار داشتنفعِ خود را دید تنها، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط