نردبان می‌خواست یا اندیشه ی دینار داشت

نردبان می‌خواست یا اندیشه ی دینار داشت
نفعِ خود را دید تنها، هر که با ما کار داشت

گر لباسِ پاره می بینی تنم، از فقر نیست
آستینم را بریدم بس که در خود مار داشت!

عقلِ من می‌گفت از معشوقِ عاقل دور باش
عقل من می‌گفت اما قلبِ من اصرار داشت

هرچه از «دوری» گذشتم باز «دوری» سررسید
وصلِ او_دورش بگردم_ شیوه ی پرگار داشت

از حیا می‌گفت و زلفش چشم‌ها را می ربود
زیر لب اما دمادم ذکرِ "یا ستّار" داشت

آن صنم گرچه مسلمان بود از عمق وجود
گیسوانش نسبتی پیچیده با کفار داشت!

غیرتم جای خود اما گاه می‌گویم به خویش
تا که قدرم را بداند کاش قبلا یار داشت...
.
#حسین_نادری

#شعرخوانی
#محفل_صمیمی_شعر_سوره_سرو
#قرار_شنبه_ها
#دانشگاه_بین_المللی_سوره⁩⁩⁩⁩⁩
دیدگاه ها (۱)

باز دست عشق میکوبد گمانم خانه را#شعرخوانی#شعرپارسی#عاشقانه

رفته هنوز نفسم بجا نیامده است#شعرخوانی#شعر #ادبیات #حامد_عسک...

رباعی عاشقانهامیرحسین پورمیری عزیزشاعر ی با اصالتی لرستانیدر...

تو با نگاه محبت مرا تماشا کنهزار عیب و دو صد نقص در وجود من ...

خواستم این سم رو که تو تیکتاکم دیدم رو باهاتون در میون بزارم...

ممنون که لایک می کنید

#موزیکممنون.سپاسشبتون.عاشقانه

ماجرای اختلاف پزشکیان و محسن رضایی!🔹فواد ایزدی: محسن رضایی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط