رد پای تو و نامت

رد پای تو و نامت
غزلم را پُر کرد

زندگی گل شد و
با خاطره ها پیر شدیم

هرچه گفتم که بمان
تو همهٔ عشق منی

رفتی و خسته از این
باور دلگیر شدیم

@channelhasti
دیدگاه ها (۱)

‌از شدت عشق تو، دیوانه شدن زیباست آواره شدن با تو،بی خانه ش...

گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکنراهی یک گوشه ی میخانه شد ...

نیست در سودایِ زلفش کار من جز بی‌قراریای پریشان‌طرّه‌! تا چن...

ماه من این همه زیبا شده ای باز کم ست؟گلِ گلخانه ی دنیا شده ا...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

دلم در زیر بار آرزوها مردنهال عمر من افسرد؛ افسـردچه امیدی چ...

عاشقانه های شبنم

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط