بی‌طاقتم چنان کرد آن آفتاب تابان

بی‌طاقتم چنان کرد آن آفتاب تابان
کافتادنم چو سایه برخاستن ندارد

👤 #طغرای_مشهدی
دیدگاه ها (۱)

بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوریفدای لحظه ای شادی ،...

مرا دریاب آفتاب صبحدر حرارت بی تابم بسوز !تنها تویی که به آف...

ارزش یک احساس به شدت آن نیست،به مدت آن است!👤 #فردریش_نیچه

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیستبر خاکی نشسته‌ام که از آنِ ...

فراق و دوریت دیوانه ام کردچو مجنون راهی میخانه ام کردچنان دا...

تهمتن به بند کمر برد چَنگگزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگیکی تیرِ...

یاحسین التماس دعا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط