من از آغوش و شانه «تــو»

من از آغوش و شانه «تــو»
بارها به بهشت رفته‌ام
"بــهشت" مگر کجا می‌تواند باشد
جز آنجا که با خودت نگویی
ڪاش جای دیگری بودم؟
#بهرام_حمیدیان #ازدواج
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

‌و در نهایتدر جستجوی تکیه ‌گاهی به خویش میرسیو زندگی بارها ،...

‌‌خیال توخیال تو فقط شبها سراغم می آید ، دروغ چرا ؟  اما باو...

‌‌خیال توخیال تو فقط شبها سراغم می آید ، دروغ چرا ؟  اما باو...

آخرین جمله این دلنوشته را با تمام وجود می‌نویسم: مادر، اگر ر...

من جای تو بودم تا قبل از عملیاتی ک قراره روم اجرا شه خودمو ز...

تو جان و جهانی ابدی منی...قبلِ تو، دلم جای کسی بود که دیگر ن...

روز دختر مبارک

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

اولین بارانِ پاییز رادر آغوشِ چه کسی سر می‌کنی؟چه کسی قرار ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط