مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می
مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسید که به جای بسیار مهمی میرفت.
مردی که کنار جاده ایستاده بود , فریاد زد : کجا می روی ؟
مرد اسب سوار جواب داد :
نمی دانم از اسب بپرس !
این داستان زندگی خیلی از ماست .
ما سوار بر عادتها و باورهای غلطمان می تازیم، بدون اینکه بدانیم به کجا می رویم
مردی که کنار جاده ایستاده بود , فریاد زد : کجا می روی ؟
مرد اسب سوار جواب داد :
نمی دانم از اسب بپرس !
این داستان زندگی خیلی از ماست .
ما سوار بر عادتها و باورهای غلطمان می تازیم، بدون اینکه بدانیم به کجا می رویم
- ۱.۲k
- ۲۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط