حوالی زندگی من، اگر پیدایت شد، بهتر است کمی مراعات حال مر

حوالی زندگی من، اگر پیدایت شد، بهتر است کمی مراعات حال مرا بکنی.
من از یک نبرد خیلی سخت و با دست‌های خالی به خانه‌ام برگشته‌ام.
چیزی از زندگی برایم باقی نمانده است.
فرمانده‌ای هستم تنها، که سربازهایم همگی‌شان به من شلیک کردند.
دیدگاه ها (۰)

چشم تو روى من غم زده شمشير كشيدقلب من ياد تو افتاد فقط تير ك...

حوالی زندگی من، اگر پیدایت شد، بهتر است کمی مراعات حال مرا ب...

حق می‌دهی به من اگر احساس غم کنم؟وقتی خودم برای خودم چای دم ...

«و او مجبور است چنین زندگی کند، بر لبه‌ی ویرانی، قوی، تنها، ...

امیر احمد قزوینی | بازیگر سریال گذرگاه

پارت ۴۵ (بچه ها فرض کنین اسکیپ تایم زده. ولی خب خیلی پیچیده ...

وقت شکار_پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط